غزل (مبتلا)

خرید بک لینک

به شڪــنجِ تارِ زلفت ؛شده مبتـلا دل من
به کــمان ابـــروانت ؛ کــند اقتدا ؛ دلِ من

بــه رهت نهاده ام سر ؛ نروم بسوی دیگر
به هزار پنــدِ زاهــــد ؛ ندهــد بها ؛ دلِ من

سروجان بکف گرفتم ؛ بسرکویت نشستم
بُود آن که با نگاهت ؛ شود آشنا ؛ دلِ من

همه دم به این خیالم به حریمت راه یابم
شده فکر هرشب من ؛ نکـــند خطا دل من

نظری بسوی ماکن؛به تو دل نیازمند است
به تبسّمی ؛ نگاهی ؛ کُــند اکتــفا ؛ دل مـن

نفسم گرفته امشب ؛ زِ مُرورِ خاطـــراتت
قلمــم نمی نویسد ؛ ندهـــد رضا ؛ دل من

تو و آنهمه نجابت ؛ من واین همه سعادت
به خــــدا که بر ندارد ؛ زِ تو دلربا ؛ دلِ من

تو و آن زلفِ چَلیـــپا ؛ من و این همه تمنا
زِ ڪّــــمندِ تار مویت ؛ نشود رها ؛ دل من

شده اشعارِ"محقق"همه از وصفِ تو گفتن
ندهــــد فریبت هرگز ؛ نکـــند جفا دل من

#عباس_محقق


برچسبها: وبلاگ ؛ عباس_محقق ؛ خاطره ها ؛ غزل ؛ مبتلا غزل(زیر بیرون کنم)...

ما را در سایت غزل(زیر بیرون کنم) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:13

صفحه بندی