گلبوته های احساسم را....
رَج به رَج
به آخرین نفس های گرمِ تابستان
گره میزنم
دلتنگی ها و بیقراری هایم را...
ردیف به ردیف
به خِش خِش برگهای زرّینِ خاطراتم
پیوند میزنم
رویا های نافرجام یک به یک....
با صدای پای خزان محو می شوند
شِمشادِ شعرم جوانه میزند
نقشی دلپذیر ؛؛جشنی دلپسند
در خیالم پدیدار می شود
اما.....هیهات....
سمندِ سرکشِ" تقدیر" بدمستی میکند
و بافته های رنجم را پاره می کند!!!
#عباس_محقق
ما را در سایت غزل(زیر بیرون کنم) دنبال میکنید
برچسب: رنجشعرنو, نویسنده: بازدید: 89