غزل(زیر بیرون کنم)

متن مرتبط با «آمده» در سایت غزل(زیر بیرون کنم) نوشته شده است

غزل(آمده بود)

  • نیلوبلاگ

    دُوش به میهمانی من ؛ جانِ جهان آمده بودخنده زنان و شادمـان ؛ آن دِلستان آمده بود xa0 با ادب و فَضل و کمال ؛ آیتی ازحُسنِ جَمال شُوریده و شیدا و مست؛از آسمان آمده بود در پی دلجُــویی زِ من ، مُــوجِ گیسویش رها xa0 شانه بــر زُلفِ چَمان ؛ سروِ روان آمـ...

    ادامه مطلب
  • باز آمده ای؛غزل

  • نیلوبلاگ

    xa0 تو به سودای دلِ ؛غــم زده باز آمـــده ایواله و شیدا شده ای؛بر سرِ ناز آمــــده ای بوی گل آمد ازچمن؛گویا که تو غنچه دهن xa0xa0 به باغِ انتظارِ مـن ؛ با ســـروِ نازآمــــده ایxa0 جان به فدای قدمت ،گرنکنم پس چه کنم که تو شیرین دهـن از ، راهِ دراز آمـــده ای بی قراری های دل با زلفِ تو پیوند خورد بی خبر بردی و خون کردی و باز آمده ایxa0xa0 تــو که آتش زده ای دین ودل و سجاده را در شگفتم که چرا سوی حـــجاز آمـــدهای بالِ پــروازم شکستی ؛ خاطــرم آزرده شدxa0 وین خـاطر آزرده را ؛ راز و نیــاز آمده ای ...

    ادامه مطلب
  • باز آمده ای؛غزل

  • نیلوبلاگ

    xa0 تو به سودای دلِ ؛غــم زده باز آمـــده ای واله و شیدا شده ای؛بر سرِ ناز آمــــده ای بوی گل آمد ازچمن؛گویا که تو غنچه دهن xa0xa0 به باغِ انتظارِ مـن ؛ با ســـروِ نازآمــــده ایxa0 جان به فدای قدمت ،گرنکنم پس چه کنم که تو شیرین دهـن از ، راهِ دراز آمـــده ا...

    ادامه مطلب
  • آمده ام (غزل)

  • نیلوبلاگ

    xa0 آمــــده ام به کوی تو ؛ نامِ xa0تو را صـدا کنم شبگردکوچه ها شدم ؛شاید تو را پیدا کنم سراپای وجــــود من ؛غــرق تمنا شده است نهاده ام سر به رهت ؛ تا چشم دل بینا کنم غافـــل شــدم از یاد تو ؛بهانه کن مـرا شبی این دل غفلت زده را ؛ دیوانه و xa0شیــدا کنم ت...

    ادامه مطلب